ساختن و
توسعه‌دادن

من ساختن را از ایده شروع نمی‌کنم؛ از چیزی شروع می‌کنم که واقعاً وجود دارد: یک توانایی، یک تجربه، یک هنرمند، یک تیم، یک مسئله، یک منبع یا یک فرصت.

بعد سؤال این است که چگونه می‌شود آن را به ساختاری تبدیل کرد که ارزش ایجاد کند، مدل اقتصادی داشته باشد و فقط با انرژی مستقیم یک نفر زنده نماند.

BUSINESSART Art BusinessArtist Business
هنر و بیزنس را دو جهان متضاد نمی‌بینم.

Art Business

هنر و بیزنس را دو جهان متضاد نمی‌بینم.

هنر ارزش فرهنگی تولید می‌کند و برای تولید، توسعه، توزیع و ادامه‌داشتن به ساختار اقتصادی نیاز دارد.

Art Business جایی است که روی خودِ اقتصاد هنر کار می‌کنم: پروژه، تولید، توسعه هنرمند، توزیع، فروش، ارتباط حرفه‌ای و ساخت مدل‌هایی که ارزش هنری و اقتصادی را مجبور نکنند یکی را به نفع دیگری حذف کنند.

نمونه موجود در سیستم: ARTELOGIA.
Art Business →

Artist Business

هنرمند فقط مجبور نیست از هنر درآمد بسازد.

تجربه، توانایی، شبکه و شیوه فکر یک هنرمند می‌تواند مبنای کسب‌وکاری باشد که حتی مستقیماً هنری نیست.

Artist Business درباره تبدیل این ظرفیت‌ها به یک فعالیت اقتصادی ساختاریافته است.

نمونه موجود: Scène de Solution.
Artist Business →

مدیریت و
توسعه

مدیریت برای من اداره‌کردن فهرستی از کارها نیست.

یعنی مشخص‌کردن این‌که چه چیزی باید توسط چه کسی انجام شود، چه چیزی نباید انجام شود، کجا ابزار می‌تواند جای کار تکراری را بگیرد و کجا تصمیم انسانی قابل جایگزینی نیست.

هدف، ساختن وابستگی بیشتر به مدیر نیست؛ ساختن مسئولیت روشن‌تر در سیستم است.

System-to-System

فراتر از رابطه کلاسیک B2B.

دو سیستم می‌توانند علاوه بر خرید و فروش، توانایی‌ها، شبکه‌ها، منابع، دانش و زیرساخت‌های خود را به یکدیگر متصل کنند.

در این نوع همکاری، سؤال فقط «چه چیزی به شما می‌فروشیم؟» نیست؛ سؤال این است که اتصال این دو سیستم چه ظرفیت تازه‌ای ایجاد می‌کند.

System-to-System Collaboration →

انتقال / Transmission

برای من انتقال تجربه زمانی معنا پیدا می‌کند که دیگری مجبور نباشد در همان نقطه‌ای بماند که من ایستاده‌ام.

معلم باید دانش و تجربه خود را به‌روز کند، اما هم‌زمان بپذیرد که شاگرد می‌تواند از او جلوتر برود.

اگر انتقال فقط بازتولید معلم باشد، چیزی ادامه پیدا نکرده است.